الشيخ الصدوق ( مترجم : فهري )
153
الخصال ( فارسي )
149 - امام صادق ( ع ) فرمود : عثمان بر در مسجد نشسته بود كه مردى بر او گذر كرد و در خواستى نمود عثمان دستور داد پنج درهم به او بدهند آن مرد بعثمان گفت : مرا بكس ديگر راهنمائى كن عثمان گفت : برو نزد آن جوانمردانى كه مىبينى و با دست خود بيك طرف مسجد اشاره كرد كه حسن و حسين و عبد الله بن جعفر آنجا نشسته بودند آن مرد به طرف آنان رفت تا نزديك رسيده و سلام كرد و دست سؤال دراز نمود امام حسن و امام حسين عليهما السلام به او فرمودند : اى مرد بجز در يكى از سه مورد سؤال حرام است : خونبهاى دردناك يا بدهى دل خراش و يا فقر ذلتبار ، سؤال تو در كدام يك از اين سه مورد است ؟ عرض كرد : يكى از اين سه ، امام حسن دستور فرمود : پنجاه دينار به آن مرد بدهند و امام حسين دستور فرمود : چهل و نه دينار و عبد الله بن جعفر دستور چهل و هشت دينار را داد مرد در بازگشت بنزد عثمان آمد عثمان به او گفت : چه كردى ؟ گفت نزد تو آمدم و درخواست كردم به من آن دادى كه ميدانى و نه پرسيدى كه گرفتارى من چيست ولى از آن صاحب گيسوان آويخته تا بناگوش چون درخواست كردم به من فرمود : اى مرد براى چه سؤال ميكنى ؟ كه سؤال بجز در يكى از سه مورد جايز نيست و من او را از جهت سؤال خود آگاه نمودم او به من پنجاه دينار داد و دومى چهل و نه دينار و سومى چهل و هشت دينار عثمان گفت : كجا چنين جوانمردانى خواهى يافت ؟ اينان از دانش بهرهء كافى دارند و خير و حكمت را در بر دارند . مصنف اين كتاب ( رضي الله عنه ) گويد : معنى ( فطموا العلم فطما ) اين است كه از ديگران بريدهاند و